یکشنبه بیستم آبان 1386
ترم جديد
دوشنبه چهارم تیر 1386
پایان نامه های مرتبط با رسانه در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
|
حسين ميرزايي |
بررسي جامعه شناختي فرد گرايي در ايران |
دكتري |
|
مليحه علي مندگاري |
بررسي تائثير ابعاد متفاوت استقلال بر رفتارباروري در ايران |
كارشناسي ارشد |
|
حجيه بي بي رازقي نصرآباد |
جنبه هاي اجتماعي ‚ فرهنگي و جمعيتي ناباروري |
كارشناسي ارشد |
|
سميه كريمي |
جهاني گرايي قومي و مصرف رسانه اي |
كارشناسي ارشد |
|
زهرا اجاق |
خصلتهاي عقلانيت ارتباطي در حوزه عمومي ايراني |
كارشناسي ارشد |
|
سميه توحيد لو |
بررسي پيامدهاي توسعه صنعتي بر توسعه اجتماعي در منطقه احمد آباد مستوفي |
كارشناسي ارشد |
|
اعظم آهنگر سلابني |
بررسي عوامل موثر بر وضعيت رفاهي همسران شهيد |
كارشناسي ارشد |
|
علي ايماني |
نقش تكنولوژي اطلاعاتي و ارتباطي در توسعه پايدار روستايي |
كارشناسي ارشد |
|
ميكائيل رسولزاده |
بررسي راهكارهاي جذب و نگهداري نيروهاي انساني متخصص |
كارشناسي ارشد |
|
عليرضا قبادي |
تحليل اجتماعي فولكلور در ايران معاصر |
دكتري |
|
نادر اميري |
حافظه جمعي و روايت |
دكتري |
|
امير رنگين كمان |
تحول فرهنگي ايرانيان |
كارشناسي ارشد |
|
احمد گنجي |
بررسي الگوي كاربران اينترنت و عوامل اجتماعي موثر بر آن |
كارشناسي ارشد |
|
رضوان روح بخش |
تبعيض جنسيتي در هرم سازماني صدا و سيما |
كارشناسي ارشد |
|
آرش يوسفي ارجمند |
تحليل محتواي كيفي مجلات علمي و ديدگاههاي صاحب نظران |
كارشناسي ارشد |
|
پريسا سركارتي |
عوامل موثر بر استفاده رسانه اي زنان |
كارشناسي ارشد |
سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386
ارشد مديريت رسانه
سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386
موضوع تز
از شما جناب آقاي دكتر يحيايي و دوستان مديريت رسانه اي در اين خصوص انتظار بيشتر ي دارم .
چهارشنبه نهم خرداد 1386
هم اندیشی درباره عنوان تز دکتری
به هر حال مساله مدیریتی هم خود مساله ای است . با چند تا اساتید در این زمینه صحبت کرده ام از جمله دکتر تسلیمی و دکتر وردی نژاد و دوست خوبم دکتر ضیایی پرور اما موضوعی که در نظر دارم و هنوز خود عنوان را هم خوب پخته نکرده ام اینه :
طراحی و تبیین الگوی مناسب ساختار رسانه های خبری برای بهره گیری از فن آوری های نوین اطلاعاتی
ساختارش مدیریتی - رسانه هاش مشخص و فن آوری بحث روز فکر نکنم مشکلی داشته باشه .
ولی از دوستان و اساتید ارتباطی و مدیریتی مخصوصا مدیریت رسانه ای ها تقاضا می کنم که چنانچه تحقیقات مشابه - لینک و یا زمینه هایی جهت راهنمایی دارند حتما ما را بی نصیب نگذارند .
همچون گذشته .
چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386
موضوعات ارائه كلاس آقاي دكتر وردي نژاد و آقاي دكتر عشايري
Social Judgment Theory
Inoculation Theory
Balance Theory
Rank's Model
Source Credibility
Congruity Theory
Belief Congruency
Cognitive Dissonance
Taxonomy of Compliance Gaining
Reinforcement Theory
Information Manipulation Theory
دوستان عزيزي كه در رابطه با موضوعات فوق مطلب يا لينك قابل استفاده
دارند لطفا ارسال فرماييد .
چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386
چرا ايرانيها شيفته سمت دولتياند؟
كاركرد تئوري «پاش» در ايران
دكتر محمود سريعالقلم ـ استاد دانشگاه شهيد بهشتي
ادامه مطلب
دوشنبه سی ام بهمن 1385
انواع گردشگری
· گردشگری ماجراجویانه : سفر به منظور انجام کاری مخاطره آمیز مانند سفرهای خطر ناک کوهنوردی
· گردشگری نیاشناسی : گردشگری و سفر به منظور شناخت شجره نامه و پیشینه نیاکان
· گردشگری نشسته یا گردشگری مجازی : بدون سفر و حضور فیزیکی به جایی گردشگر مقصد خود را از راه اینترنت، کتاب و مجلات سیر می کند.
· گردشگری سیاه : گردشگری برای بازدید از محل های حوادث و فجایع یا گروستان ها. اولین کمپانی فعال در این زمینه کار خود را در نیو جرسی آمریکا برای بازدید از محل حادثه هواپیمایی هایدنبرگ شروع کرد.
· گردشگری افیونی : سفر به منظور تهیه یا مصرف مواد مخدر. ( جالب است بدانید جزیره گوا در هندوستان از مهمترین مقاصد این نوع گردشگری است)
· طبیعت گردی : همانطور که از اسم آن هویداست گردشگری به منظور بازدید از جلوه های طبیعت با حداقل خسارت به محیط زیست.
· گردشگری آموزشی : سفر به منظورت تحصیل یا کسب مهارتی خاص. مثلا سفر به یک منطقه برای آشنا شدن با نحوه پخت یک غذای خاص یا کار کردن با یک آشپز معروف.
· گردشگری سخت: گردشگری که همراه با مخاطرات جانی است.
· گردشگری قمار: سفر به منظور شرکت در قمار و قمار خانه ها. معروفترین مقاصد این نوع گردشگری در دنیا عبارتند از آتلانتیک سیتی، لاس وگاس، پالم اسپرینگز، کالیفرنیا، ماکائو و مونت کارلو.
· گردشگری باغبانی : سفر به منظور بازدید از باغ ها و باغچه های زیبای دنیا مانند تاج محل
· گردشگری میراث فرهنگی: مانند سفر برای بازدید از بناهای تاریخی یا بنا ها ی صنعتی بزرگ
· گردشگری سلامت : سفر به منظور رهایی از استرس شهر های بزرگ و بازیابی سلامت
· گردشگری تفریحی : سفر جهت انجام تفریحی خاص یا ملاقات با گروهی که تفریح مورد علاقه شان با شما یکی است.
· گردشگری خاص : مخصوص معلولین یا بیماران با شرایط خاص
· گردشگری فرهنگ عامه : سفری که تصمیم آن پس از مطالعه کتابی یا مشاهده فیلمی در مورد مقصد توسط گردشگر گرفته می شود.
· گردشگری پیوسته : برخی از افراد بسیار ثروتمند برای فرار از مالیات پیوسته در سفر هستند تا مشمول قوانین اقامت در محلی خاص نشوند.
· گردشگری زیارتی : سفر به منظور زیارت مکانی مقدس
· گردشگری تنها : سفر به تنهایی
· گردشگری ورزشی : سفر به منظور انجام ورزشی خاص یا بازدید از یک رویداد ورزشی.
گردشگری فضایی : سفر به فضای خارجی زمین.
گروه اینترنتی ایرانگردی و جهانگردی
دوشنبه سی ام بهمن 1385
شروع ترم جدید
دکتر فرهنگی را می گم . امروز اولین روز کلاسش بود . اومد و زود رفت و کلی کار ریخت رو سرمون که هنوز تکلیفهای ترم پیش نصفه و نیمه مونده که این هم اومد روش !! ولی خوب می گذره .
دوشنبه سی ام بهمن 1385
چرا مرغ از خيابان رد شد؟
ارسطو : طبيعت مرغ اينست که از خيابان رد شود .
موسي : و آنگاه پروردگار از آسمان به زمين آمد و به مرغ گفت ?به آن سوي خيابان برو? و مرغ چنين کرد و پروردگار خشنود همي گشت .
مارکس : مرغ بايد از خيابان رد ميشد. اين از نظر تاريخي اجتنابناپذير بود.
خاتمي: چون ميخواست با مرغهاي آن طرف خيابان گفتگوي تمدنها بکند .
رياضيدان : مرغ را چگونه تعريف ميکنيد؟
شاگرد تنبل : والا آقا به خدا همين الآن ميدونستيم ها... آقا يه دقه...
نيچه: چرا که نه؟
فرويد: اصولاً مشغول شدن ذهن شما با اين سؤال نشان ميدهد که به نوعي عدم اطمينان جنسي دچار هستيد. آيا در بچگي شصت خود را مي مکيديد؟
داروين: طبيعت با گذشت زمان مرغ را براي اين توانمندي رد شدن از خيابان انتخاب کرده است .
همينگوي : براي مردن. در زير باران .
اينشتين : رابطهء مرغ و خيابان نسبي است.
سيمون دوبوار: مرغ نماد زن و هويت پايمالشدهء اوست. رد شدن از خيابان در واقع کوشش بيهودهء او در فرار از سنتها و ارزشهاي مردسالارانه را نشان ميدهد.
پاپ اعظم: بايد بدانيم که هر روز ميليونها مرغ در مرغداني ميمانند و از خيابان رد نميشوند. توجه ما بايد به آنها معطوف باشد. چرا هميشه فقط بايد دربارهء مرغي صحبت کنيم که از خيابان رد ميشود؟
صادق هدايت: از دست آدمها به آن سوي خيابان فرار کرده بود، غافل از اينکه آن طرف هم مثل همين طرف است، بلکه بدتر .
خوانندهء آهنگهاي آبدوغخياري: چرا رفتي مرغ جونم، دوستت دارم، دوستت دارم ...
روانشناس : آيا هر کدام از ما در درون خود يک مرغ نيست که ميخواهد از خيابان رد شود؟
نيل آرمسترانگ : يک قدم کوچک براي مرغ، و يک قدم بزرگ براي مرغها.
حافظ: عيب مرغان مکن اي زاهد پاکيزه سرشت، که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت .
کافکا : ک. به آن سوي خيابان کثيف رفت. مرغ اين را ديد و به سوي ديگر خيابان فرار کرد، ضمن اينکه به ک. نگاهي بيتوجه و وحشتزده انداخت. اين ک. را مجبور کرد که دوباره به سوي ديگر خيابان برود، تا مرغ را با حضور فيزيکي خود مواجه کند و دستکم او را به احترامي وادارد که باعث گريختن مجدد او شود، کاري که براي مرغ دست کم از نظر اندازهء کوچک جثهاش دشوارتر مينمود .
بيل کلينتون : من هرگز با مرغ تنها نبودم.
فردوسي: بپرسيد بسيارش از رنج راه، ز کار و ز پيکار مرغ و سپاه .
ناصرالدينشاه : يک حالتي به ما دست داد و ما فرموديم از خيابان رد شود. آن پدرسوخته هم رد شد.
سهراب سپهري: مرغ را در قدمهاي خود بفهميم، و از درخت کنار خيابان، شادمانه سيب بچينيم .
طرفدار داستانهاي علمي - تخيلي: اين مرغ نبود که از خيابان رد شد. مرغ خيابان و تمام جهان هستي را ۷ متر و ۲۰ سانتيمتر به عقب راند.
اريش فون دنيکن: مثل هر بار ديگر که صحبت موجودات فضاييست، جهان دانش واقعيات را کتمان ميکند. مگر آنتنهاي روي سر مرغ را نديديد؟
جرج دبليو بوش : اين عمل تحريکي مجدد از سوي تروريسم جهاني بود و حق ما براي هر نوع اقدام متقابلي که از امنيت ملي ايالات متحده و ارزشهاي دموکراسي دفاع کند محفوظ است .
سعدي : و مرغي را شنيدم که در آن سوي خيابان و در راه بيابان و در مشايعت مردي آسيابان بود. وي را گفتم: از چه رو تعجيل کني؟ گفت: ندانم و اگر دانم نگويم و اگر گويم انکار کنم .
احمد شاملو : و من مرغ را، در گوشههاي ذهن خويش، ميجويم . من، ميمانم. و مرغ، ميرود، به آن سوي خيابان. و من، تهي هستم، از گلايههاي دردمند سرخ.
رنه دکارت: از کجا ميدانيد که مرغ وجود دارد؟ يا خيابان؟ يا من؟
لات محل : به گور پدرش ميخنده! هيشکي نمتونه تو محل ما از خيابون رد بشه، مگه چاکرت رخصت بده. آي نفسکش
بودا : با اين پرسش طبيعت مرغانه خود را نفي ميکني.
پدرخوانده: جاي دوري نميتواند برود .
فروغ فرخزاد: از خيابانهاي کودکي من، هيچ مرغي رد نشد .
ماکياولي: مهم اينست که مرغ از خيابان رد شد. دليلش هيچ اهميتي ندارد. رسيدن به هدف، هر نوع انگيزه را توجيه ميکند.
پاريس هيلتون: خوب لابد اونور خيابون يه بوتيک باحال ديده بوده .
هيتلر : اگر ارادهء ما همچنان قوي بماند، مرغ را نابود خواهيم کرد! فولاد آلماني از خيابان رد خواهد شد
فوتباليست : آفسايد بود آقا! ما هر چي به اين داور گفتيم بيانصاف قبول نکرد
کودک: که به اون طرف خيابون برسه !!!
یکشنبه هفدهم دی 1385
Make a Plan to Re-ignite Career Passion
قسمت هایی از ارائه اینجانب در کلاس آقای دکتر تسلیمی ( مدیریت تحول سازمانی ) با موضوع بالا :
مراحل برنامه ريزي كاراهه:
احتمالا كارراهه شما مهم ترين بخش از زندگي شما خواهد بود .تصميم گيري در خصوص كارراهه بسيار مهم است . در صورتيكه شما مطمئن نيستيد از كجا شروع كنيد مراحل زير را دنبال كنيد :
§ گزينه هاي كارراهه خود را كشف كنيد. (گزينه هاي مختلف مسير شغلي خود رادر نظر بگيريد )
§ اهداف مسير شغلي خود را تنظيم كنيد
§ آنرا به انجام رسانيد
ارزيابي از خود :
در نظر بگيريد شما كجا هستيد قبل از اينكه به اين فكر كنيد كه كجا مي خواهيد برويد . اگر شما اين كار را قبلا انجام نداده ايد . سعي كنيد اين ارزيابي را انجام دهيد ارزيابي ابزاري است كه به شما كمك مي كند مهم ترين مسائل خودتان را بيابيد.ارزيابي كارراهه موارد گوناگون از يك مسير شغلي را نظير علائق مهارتها و سبك كاري شما رامشخص ميكند .
ارزيابي هاي گوناگوني تا كنون صورت پذيرفته است كه هر كدام ا ز آنها با ديگري اختلاف دارد . بعضي از آنها از لحاظ شكل و ظاهر با ديگري فرق دارد برخي ديگر قابل اعتماد تر از ديگري است شما مي توانيد برخي از آنها را از نظر نتيجه با هم مقايسه كنيد .
اين ارزيابي را داشته باشيد و يا نداشته باشيد . در خصوص مسير شغلي كه مي خواهيد عهده دار شويد فكر كنيد .تجربيات گذشته اي كه منجر به نتيجه مشخصي شده است را در نظر بگيريد .
2- گزينه هاي كارراهه خود را كشف كنيد .
قبل از اينكه شما تصميمات بزرگ كارراهه خود را بگيريد . اطلاعات قابل دسترس خود را ارزيابي كنيد . اين اطلاعات به سئوالات شما پاسخ مي دهد .
كارراهه مطلوب و مورد علاقه كدام است ؟
براي كار مشخص چه ميزان تحصيلات و آموزش موردنياز است ؟
آيا شما احتياج به گواهينامه داريد؟
آيا فيزيك بدني براي كار لازم است ؟
آيا شما مي خواهيد رئيس باشيد ؟
كجا ميتوانيد وب سايت هاي جستجوي كارراهه را پيدا كنيد ؟
بررسي و كشف كاراراهه هاي شغلي بدون كمك ديگران مشكل است . از اطرافيان براي اين كار كمك بگيريد تا به شما در خصوص مراحل بعدي كمك كنند . با استادان معلمين خانواده دوستان و مشاورين كاري و ديگر متخصصين در اين زمينه بهره بگيريد . براي اطلاعات دست اول با افرادي كه در اين زمينه شاغل هستند و به شما نيز علاقه دارند مصاحبه و ملاقات كنيد .
تنظيم اهداف كاراهه :
بعد از ارزيابي خود و يافتن گزينه هاي مختلف مسير شغلي شما بايد اهداف كاراهه را معين كنيد .اهداف كاراهه شامل عقايدي است كه شما مي خواهيد آنرا كامل كنيد و به آن دست يابيد . تعريف اهدافتان به شما كمك مي كند تا مراحل ضروري كارراهه خود را بيابيد .ابتدا با اهداف بلند مدت مثل تبديل شدن به يك برنامه ريزاداري شروع كنيد .سپس درباره چيزهايي فكر كنيد كه براي رسيدن به اين اهداف مورد نياز است .براي مثال يادگيريword و كي برد و يا برقراري ارتباطات قوي در محيط كاري يك هدف كوتاه مدت است . به ياد داشته باشيد شما مي توانيد اهداف زيادي داشته باشيد و يا اهداف خود را در هر زمان عوض كنيد . وقتي كه شما به به اهداف كارراهه رسيديد ضروري است كه اهداف جديدي را تنظيم كنيد تا انگيزش كافي براي يادگيري و تلاش جهت رضايتمندي داشته باشيد .به ياد داشته باشيد كه دنياي كار بسرعت در حال تغيير است و شما نيز بايد اين تغييرات را داشته باشيد . هميشه اين مراحل را در هر زمان تكرار كنيد و مهارتها و اولويتهاي خود را توسعه دهيد .
§ آنرا انجام دهيد .
وقتي كه شما اهداف مسير شغلي بلند مدت خود را مرحله به مرحله تعريف كرديد بايد به آن دست پيدا كنيد . حال تمام كارهايي را كه نياز است انجام دهيد تا آنرا به انجام رسانيد . وقتي كه شما برخي چيزها را عوض مي كنيد و سعي ميكنيد به صورت جديدي شروع كنيد ممكن است اشتباه كنيد اين تمام مراحل يادگيري را شامل مي شود . حتي اگر شما براي همه چيز برنامه ريزي كرده باشيد . تعجب نكنيد از اينكه مجبور شويد به عقب بازگرديد . وقتي كه شما مرحله اي را يافتيد كه به خوبي جواب نداده است با يك برنامه و استراتژي متفاوت سعي كنيد آنرا به انجام رسانيد .
مطمئن باشيد راههاي گوناگوني براي رسيدن به هدف مورد نظر وجود دارد .
سه شنبه پنجم دی 1385
نقش رسانه در تصميم گيري سياست خارجي: يك چارچوب نظري
نوشته: چانان ناو
ترجمه: حسين بصيريان جهرمي و بهنام رضا قلي زاده
دانشجويان کارشناسي ارشد ارتباطات (مديريت رسانه)، دانشكده صدا و سيما
چکيده
نگاهي اجمالي به اين مقاله نشان مي دهد ؛ رسانهها در تمام مراحل فرايند شكلگيري سياست خارجي نقش دارند و رهبران سياسي رسانهها را از جنبه هاي ملي و بينالمللي مورد توجه قرار ميدهند. بر اساس يافته هاي اين مقاله محيط رسانهاي دوسويه به صورت اساسي در مطبوعات يا در صحنة مديريت يا در مديريترسانه مورد توجه واقع ميشود.
نقش رسانهها در فرايند تصميمگيري پيچيده است. زمانيكه رويدادي در صحنة بينالملي اتفاق ميافتد، رهبران سياسي آن واقعه را از طريق رسانهها دنبال ميكنند. اين اطلاعات از طريق تركيب تصاوير مختلف پردازش ميشوند و از طريق سياست يا فرايند ساخت تصميم دنبال ميشود. مشاوران رسانهاي و كارشناسان روابط عمومي در اين جريانات دخالت كرده و مشاركت ميكنند؛ مقامات رسمي با آنها مشورت نموده و نظرات و عقايد آنان را مورد رسيدگي قرار ميدهند. در نهايت، زمانيكه آنها سياستشان را تعريف كرده و آن سياستها را با ابزارهاي رسانهاي مناسب تطبيق ميدهند، به اهميت رسانهها پي ميبرند.
در مطالعات قبلي از نقش پيچيدة رسانهها در تصميمگيري سياست خارجي غفلت شده است. آنها رسانهها را به عنوان يكي از كانال هاي اطلاعاتي رهبران از وقايع و رويدادهاي بينالمللي توصيف ميكنند كه به مثابة ورودي فرايندِ تصميمگيري محسوب ميشد. واقعيتهاي مطرح شده نشان دهنده آن است كه اين ديدگاه ها موضع رسانه را تضعيف كرده و بايد از لحاظ نظري بر تحقيقات و مطالعات كاربردي با رويكرد پيچيدة نقش قاطع رسانهها در سياست خارجي تاكيد شود. اين مقاله چارچوب تحليل تصميمگيري سياست خارجي را توسعه داده و سعي ميكند تا بعضي از نواقص و موانع موجود در اين گونه مدلها را مرتفع كرده، تركيب فرايندهاي پيچيدة رسانهاي را در تصميمگيري وارد كرده و همچنين نقش مطبوعات و تلويزيون را در ساخت سياستگذاري منعكس كند.
كليد واژه: فرمولبندي سياست خارجي، رسانه ها، محيط رسانه اي دوسويه، مديريت رسانه، تصميم سازي
مقدمه
در شب 20 آگوست 1993، يوري ساوير و ابوعلا اصول اعلاميه اسراييل ـ فلسطين را در يكي از اتاقه اي رسمي مهمانسراي نروژ در نزديكي اُسلو ، امضا كردند. محتواي يكي از اين توافقنامهها به مطبوعات درز كرد و دو روز بعد براي نخستينبار در روزنامة اسراييليِ يديوت آهارونوت منتشر شد. انتشار اين اخبار، افكار عمومي اسراييل را دربارة توافقنامه برانگيخت و باعث واكنش هاي بينالمللي دربارة اين مساله شد.
مورد مذکور اولين گام ديپلماتيك در “ فرايند صلح اُسلو ” بود، و اين نوشته بر آن است تا نشان دهد اين يک مورد منحصر به فرد نبوده و داراي كاربردهاي نظري نيز مي باشد. در اين مقاله نشان خواهم داد که مدلهاي قراردادي تصميمات و فرايندهاي سياست خارجي به مطبوعات ، تلويزيون و ديگر رسانهها و تاثيرات آنها، توجه کافي نمي کنند. رسانه و شاخصهاي آن بايستي با تحليل اين فرايندها تركيب شده و به ايجاد مطالعات ميانرشتهاي منجر شود. رسانه (با در نظر گرفتن همة جوانب مختلفش) با دارا بودن يك عنصر مهم محيطي باعث ميشود كه تصميمگيران سياست خارجي، سياستهايشان را به عنوان عنصري از نتايج سياسي و تصميمات دولتها تداوم بخشند.
بررسيهاي پيشين در خصوص تصميمگيري سياست خارجي، رسانهها را به عنوان يك كانال انتقال پيام در طي فرايند توصيف ميكند، اما واقعيت دهههاي اخير مبين آن است كه كاهش يافتن ديدگاه ها و نقطهنظرات دربارة نقش واقعي رسانهها باعث پيچيدهتر شدن اين مساله گرديده است. تلويزيون، مطبوعات، راديو، و فناوريهاي چند رسانهاي تنها به مثابة كانال ارتباطي مطرح نيستند، چرا که آنها نقش مهمتري را در فرايندها و جريانات بازي ميكنند. رسانهها نقش تعيينكنندهاي در محيط تصميمگيري سياست خارجي دارند، محيطي كه نبايد تنها در مرحلة ورودي فرايند مورد نظر قرار گيرد، بلكه بايد بيشتر به عنوان بافتي كلي و به مثابه محيطي خروجي كه رهبران، خط مشيها را ) درآن ) تعيين ميكنند در نظرگرفته شود.
نوشتههايي كه در اين مقاله اساس جنبههاي نظري را مطرح ميكنند از دو اصل نشات ميگيرند: نظريات تصميمگيري سياست خارجي از يك طرف و نظريههاي تاثير ارتباطات جمعي از طرف ديگر. با استفاده از اين منابع يك چارچوب نظري ارائه خواهد شد كه نيازمند توصيف پيچيده و تركيبي الزامات رسانهاي در فرايند تصميمگيري سياست خارجي خواهد بود.
اين مقاله يك طرح از چارچوب سياستگذاري خارجي را بيان خواهد كرد كه كانالهاي رسانههاي جمعي را به عنوان محيط ورودي و خروجي دو سويه به شمار ميآورد. منبع تحليل از نظريههاي اصلي تصميمگيري سياست خارجي كه با نظريههاي ارتباطات تركيب ميگردد، منشعب ميشود. اين مولفههاي رسانهاي در مرحله ورودي چارچوب تصميمگيري سياست خارجي جاي خواهد گرفت. نظريههاي مديريت رسانه در مرحلة خروجي چارچوب قرار ميگيرد و در پايان، كليت چارچوب ، ساختار ، نظريه ها و مفاهيم سياسي آنها مورد بحث قرار خواهد گرفت.
1. تصميم گيري سياست خارجي
از ميان مطالب و نوشتههاي گسترده دربارة تصميمگيري سياست خارجي، از سه مدل در ايجاد يك مدلِ كلي، استفاده خواهد شد تااز اين طريق نقش رسانهها مشخص ميشود ، اين نوشتار روي مدلهاي تركيبي پويا، تمركز ميكند كه محيط را به مثابة يك مولفة ورودي اصلي در فرايندهاي تصميمگيري سياست خارجي در نظر ميگيرد.
نخستين مدل از اين نوع توسط گلن اشنايدر و همكارانش مطرح شد (اشنايدر، 1969). طبق اين مدل : “اقدامات و واكنشهاي سياستگذاران، به شرايط و عوامل بيرون از دسترسي آنها بستگي دارد و آنها به عنوان بخشي از يك سازمان دولتي محسوب ميشوند. در اين مورد دو جنبة تعيينكننده وجود دارند: خارجي و داخلي . . . هر كدام از اين جنبهها شامل مجموعة اي طبقهبندي شده از عوامل و شرايط بالقوه هستند كه ممكن است در كاركرد هر يك از آنها تاثيرگذار باشد.” (اشنايدر، 1969)
اين مولفان زمينة داخلي را به عنوان يك محيط انساني مركب از فرهنگ ، جمعيت و افكارعمومي توصيف ميكنند (اشنايدر، 1969). اگر ما به يك ديدگاه ديگري در اين زمينه اعتقاد داشته باشيم، ممكن است رسانه به مثابة يك مولفة اصلي در اين محيط در نظر گرفته شود. رسانه ميتواند به عنوان وسيلهاي مورد توجه قرار گيرد که كه تعابير و انتظاراتِ غيردولتيِ اعضا يا گروههاي مختلف اجتماعي را بيان ميكند، همان گونه كه در مدل اشنايدر در قالب ابزاري براي بيان خطمشي دولتي در رسانههاي تحت مالكيت يا تحت سلطة حكومتي، آمده است.
ميشل بريچر ساختار يا چارچوب مفصلي را براي تحليل تصميمگيري سياست خارجي گسترانده است و از رسانهها با عنوان “شبكة ارتباطي درون سيستم سياسي” ياد ميكند كه “جريان اطلاعات در محيط عملياتي را به نخبگانِ مسوول” راامكانپذير ميسازد (بريچر، 1972). بريچر بر اين باور است كه : “سيستم سياست خارجي محيط يا موقعيت را شامل ميشود " . . . تعريف محيط عملياتي نشانگر اتخاذ تصميمات سياست خارجي است. مفهوم محيط به مجموعهاي از عوامل و شرايط بالقوة مرتبط بر ميگردد كه ممكن است بر رفتار خارجي حكومت تاثير بگذارد. محيط عملياتي پارامترها و محدوديتهايي را در برابر اقدامات تصميمگيران، مقرر ميدارد (بريچر، 1972).
اما بريچر مثل ديگر مولفان، رسانهها را صراحتا به عنوان يكي از متغيرهاي ورودي فرايند تصميمگيري سياست خارجي در نظر نميگيرد. من از طريق متغير ورودي بخشي از محيط بينالمللي را به عنوان يك عامل خارجي مورد توجه قرار ميدهم. درك رسانهها به عنوان يك متغير ورودي به معني آگاهي از نقش آنها در تاثيرگذاري بر سياست و اجتماع، در برجستهسازي و ساخت واقعيت است. بريچر و ديگر محققان، سياست خارجي رسانهها را در يك نگاه محدود به عنوان كانالي كه محيط عملياتي “ميتواند بر فرايند سياستخارجي تاثيرگذار باشد” در نظر ميگيرند. اين تاثير تنها در حدي است كه به نخبگان مربوط ميباشد ]در حاليكه[ اطلاعات ممكن است به اين متغيرها مرتبط باشد: رسانههاي جمعي ـ مطبوعات، كتابها، راديو و تلويزيون (بريچر، 1972).
بريچر و اشنايدر و بعدها پاپاداكيس و استار رسانه را به عنوان عنصر دروني فرايند و به مثابة كانالي كه پيامها را از محيط امنيتي ـ سياسي ـ ديپلماتيك به رهبران انتقال ميدهد، توصيف ميكنند. چنين رسانههايي به عنوان كانالهاي اطلاعاتي، نقش محدودي در تاثيرگذاري بر روي رهبران و تصميماتشان دارند. ديدگاه گستردهتري كه در ادبيات روابط بينالمللي وجود ندارد، رسانه را به صورت بخشي از محيط بينالمللي ـ خارجي در نظر ميگيرد كه بر سياست تاثيرگذار بوده و مطبوعات و تلويزيون را به مثابة منابع يا مولفههاي خارجي مطرح ميكند و به عنوان يك متغير ورودي كه فرايندهاي تصميمگيري را به شكل ديگر متغيرهاي ورودي خارجي از محيط انتقال ميدهد، بيان ميكند.
در يك نگاه دقيقتر، رسانه نه تنها به عنوان بخشي از محيط بينالمللي، بلكه به عنوان بخشي از محيط داخلي حكومت به حساب ميآيد. در دولتي كه رسانه، تنها كانال اطلاعاتي به شمار نميآيد، رسانه ها به شكل يك “شبكة ارتباطات” هستند كه هم بر خطمشي حكومتي، هم بر سيستم حزبي، گروههاي ذينفع يا طبقات اقتصادي ـ اجتماعيِ جامعه تاثير ميگذارند.
سومين مدل محيطي تصميمگيري سياست خارجي براي تحليل اقدام دولتهاي كوچك توسط پاپاداكيس و استار (=) در 1987 توسعه يافت، اما اين مدل در رابطه با ديگر دولتها مناسبتر است. محيطي كه در فرايند سياستگذاري منجر به ورود دادهها ميشود به عنوان “ساختاري از فرصتها، ريسكها، سود و زيان بالقوه و تحت فشار گذاشتن تصميم ديگران” توصيف ميشود (راسِت و استار 1992). مولفان نه رسانههاي جمعي را در مدلشان وارد كردهاند، نه به شكلگيري بخشي از سطح اجتماعي محيط اشارهاي نمودهاند، و نه حتي به قسمتي از فرصتها و تهديدهايي كه بر حكومت، در فرايند تصميمگيري سياست خارجي تاثير ميگذارد، توجهي نشان داده اند.

نمودار 1: ساختار كلي مدل هاي تصميمگيري سياست خارجي كه رسانه ها را در بر نمي گيرد.
نمودار 1 ساختار كلي مدلهاي تصميمگيري سياست خارجي را به نمايش گذارده كه شامل رسانهها نميشود.
بنابراين، بايد به اين نكته اشاره شود كه همة اين مدلها نقش تصورات ذهني را به عنوان يك مكانيزم مهم فيلترينگ در فرايند تصميمگيري به شمار ميآوردند كه قويا توسط رسانهها تحت تاثير قرار ميگيرند (بريچر،1972ـ اِليتسور،1986ـ فِرتسبِرگِر،1990). اين تصورات “شناخت كلي، عاطفي، ساخت ارزشي رفتار فردي، يا نگرش ذهني از خود وجهان” را به نمايش ميگذارد (بولدينگ در بريچر، 1972). اين تصاوير بخشي اساسي از سطح فردي روابط بينالمللي ميباشد ، اما فرايند گستردهاي مثل تصميمگيري سياست خارجي را به نحو مطلوبي منعكس مينمايد (بولدينگ، 1959؛ دويچ و مِريت، 1965؛ اسكات، 1965؛ گراس اشتاين، 1996). بيان اين تصورات در رسانه در فرمي از فرايند شكلدهي است كه بعدا در مطالب بعدي اشاره خواهد شد. نمودار 2 فرايند را به عنوان مكانيزم فيلترينگ در تصوير نشان ميدهد.

نمودار 2 : فرايند شكل دهي
اين مقاله سعي ميكند به غير از رسانههاي جمعي طبق فرايند سياست خارجي بر موانع موجود غلبه كند و يك ساخت تحليلي را كه بر نقش رسانهها در اين روند تمركز ميكند، پيشنهاد دهد. اين چارچوب شبكههاي ارتباط جمعي را به عنوان بخشي از محيطهايي در نظر ميگيرد كه بازيگران بينالمللي (خصوصا دولت ـ ملتها) خارج از آن چارچوب فعاليت ميكنند. رسانه نقش دو سويهاي در چنين محيط هايي دارد. اول اينكه آنها دادههايي را به عنوان متغيرهاي مستقل وارد فرايند كرده و به محيط هايي مطرح شده در مدلهاي قبلي اشنايدر، بريچر، و پاپاداكيس و استار ضميمه ميكنند.
رهبران در برابر واقعيتهاي طرح شده توسط مطبوعات و رسانهها به عنوان واقعيتهاي ساختگي، واكنش نشان ميدهند. ثانيا آن واقعيتها به عنوان بخشي از محيط است كه سياستگذاران خارجي ميكوشند از طريق تصميماتشان، بر آن تاثير گذارند. بدين معني كه رهبران در محيطي فعاليت ميكنند كه رسانهها براي حل مشكلات تصميمات سياسي اتخاذ ميكنند، اما همزمانِ با آن، سعي ميكنند تا تصميماتي بگيرند كه تصورات ذهني در مورد آنان را بهبود بخشد و يا طرح و برنامهاي را توسعه دهند كه بر اقدامات رسانهها در ارتباط با وقايع و تعاملات بينالمللي تاثير بگذارد. اين محصول عنصر محيطي از محيط است. نمودار 3 رسانه را درون چارچوب به مثابة محيطي كه فرايند تصميمگيري را احاطه كرده نشان ميدهد، در حالي كه نه تنها به عنوان يك ورودي براي تصميمات به كار برده ميشود، بلكه به عنوان يك وسيلة اشاعه براي خروجي كه همان سياست است نيز، كاربرد دارد.
